باید اعتراف کنم که جوزپه تورناتوره رو دیر شناختم :

و از همین رو دیر ارادت و علاقه ام را به این کارگردان بزرگ ومشهور وحالا محبوبم ابراز میکنم:

تورناتوره دوست دارم و مصرانه منتظر تماشای فیلم جدیدت هستم.

در حال حاضر در کنار آلخاندرو گونزالس ایناریتو و امیر کاستاریکای کبیر میتوانم نام جوزپه تورناتوره را به عنوان کارگردان محبوب و زنده عمرم بیاورم.

تورناتوره 11 فیلم ساخته که خوشبختانه نیمی از آنها را دیده ام و فیلمهای مشهوری هم هستند:

·         ۲۰۰۹ - باریا (به ایتالیایی: Baarìa)

·         ۲۰۰۶ - زن ناشناس (به ایتالیایی: La Sconosciuta)

·         ۲۰۰۰ - مالنا (به ایتالیایی: Malèna)

·         ۱۹۹۸ - افسانه ۱۹۰۰ یا افسانه پیانیست روی اقیانوس (به ایتالیایی: Leggenda del pianista sull'oceano)

·         ۱۹۹۵ - ستاره‌ساز (به ایتالیایی: Uomo delle stelle)

·         ۱۹۹۴ - یک تشریفات ساده (به ایتالیایی: Una Pura formalità)

·         ۱۹۹۱ - مخصوصاً یکشنبه (به ایتالیایی: Domenica specialmente)

·         ۱۹۹۰ - همه خوبند (به ایتالیایی: Stanno tutti bene)

·         ۱۹۸۸ - سینما پارادیزو (به ایتالیایی: Nuovo cinema Paradiso)

·         ۱۹۸۶ - پروفسور (به ایتالیایی: Camorrista)

سینما پارادیزو وملنا که معروفترین فیلمهای استادند و معروف حضورتان هست




باریا و افسانه 1900هم فیلمهای خوب و دیدنی هستند.

اما آنچه مرا سر ذوق آورد و عاشق استاد کرد دو فیلم دیگر استاد است:

1.    The unknowm woman

2.    Star maker

 

انصافا خیلی این دو فیلم دوست دارم در حالیکه اصلا فکرشو نمیکردم این فیلمها پتانسیل اینهمه علاقه و احساس و محبوبیت و عشق داشته باشند:

زن ناشناس( The unknowm woman:


قصه زنی است که دنبال آخرین بچه اش میرود!

چه زنی؟ کدام بچه؟

قصه بدین صورت است که یک مافیا زنهای زیبا و جذاب را میبرند و حامله میکنند و بدون اینکه آنها بتوانند حتی روی نوزادشان را ببینند بچه هایشان را به خانواده های ثروتمند که بچه دار نمیشوند میفروشند!

زن قصه ما چند بار حامله میشود وبچه اش را علی رغم میل باطنی نمیبیند ولی در ضمن آخرین بار که میخواهد وضع حمل کند از آن پرستار که بچه اش را به دنیا آورده مشخصات خانواده ای که نوزادش را به او سپرده اند را میپرسد.

قصه این فیلم قصه سرگشتگی زن برای یافتن فرزندش است....

 

ستاره ساز(Star maker:

این فیلم تازه دیدم و به قول معروف مزه اش هنوز زیر زبونمه!

قصه یک کارگردانه که به بهانه بازیگر و ستاره پیدا کردن در شهرهای کوچک و دهاتهای ایتالیا و رم و سیسیل میچرخد و کارش اخاذی از مردم بیچاره به بهانه بازیگر کردنشان است

البته خودش هم خیلی اوضاع خوبی ندارد و هرچه در میاورد راهزنها ازش میزنند!

در حین این گذر ها یک دختر دهاتی که در شهر به دختر باکره معروف است به بهانه بازیگری به او نزدیک میشود و کم کم و بطور ناخود آگاه این دوبهم علافه مند میشوند!

ولی زندگی عاشقانه این دو زیاد طول نمیکشد و مرد به زندان میرود و زن از دوری او دیوانه!

قصه عاطفی خیلی خوبی دارد و در عین حال بد بختی مردم روستاهای ایتالیا و سادگیشان را به نمایش میگذارد و پایان فیلم هم که فوق العاده بود.