مسعود فراستی گفت: «سر فیلم های ملک سلیمان و نفوذی کلی به من زنگ زدن گفتن مراعات این فیلم ها رو بکن! آروم تر حرف بزن و نذار خراب شن! این فیلم ها، فیلم های محبوب ارشاد و معاونت سینمایی و خیلی جاهای دیگه‌ان. سر نفوذی تا اومدم انتقاد های اصلی و تندم رو شروع کنم یهویی گفتن 20 دقیقه وقت‌ات شده 2 دقیقه! خوب، من تو این شرایط جز تاسف خوردن می تونم چه کار کنم؟... همین آقای مهرجویی که 70 و خورده ای سال سنشه و واقعیتش اینه که جزو معدود آدمهای با سواد سینمای ایرانه، وقتی نپذیره بیاد برنامه هفت جلوی بنده، نشون از ضعف خودشه.» متن کامل را بخوانید.

مسعود فراستي متولد 1330 تهران، داراي مدرك ليسانس هنرهاي تجسمي و فوق ليسانس اقتصاد سياسي و جامعه شناسي از فرانسه است.

از فعاليت هاي وي ميتوان به نگارش و تأليف آثار و مقالات هنري و سينمايي، تدريس در دانشكده هاي مختلف، تأليف و ترجمه كتاب هاي گوناگون، مسؤول بخش سينما و تلويزيون، عضو تحريريه مجلات سروش و سوره، سردبيري نقد سينما، دبير هيأت تحريريه نقد سينما دوره تازه، عضو هيأت داوران سينماي دفاع مقدس، عضو هيأت مؤسس و رييس دوره دوم انجمن منتقدان و سينماگران ايران، عضو هيأت رييسه كانون منتقدان فيلم اشاره كرد.

از کتاب های مطرح منتشر شده ی سینمایی توسط فراستی می توان به کتاب های او در وصف سینمای جان فورد، هیچکاک و فلینی اشاره کرد.

 

حسین لامعی؛ کافه سینما- از همون اول شروع کنیم...چرا این چند هفته ی اخیر در برنامه هفت حضور ندارین؟

 

فراستی- چون تو اخرین برنامه هفت که به عنوان منتقد بودم حرفهای تندی در انتقاد از آقای مسعود کیمیایی زدم که باعث شد دوستان برآشفته بشن و علیه من جو راه بندازن. مخاطبین نه، مسئولین و اهالی سینما رو می گم. که حرف های من حرصشون رو در اورد!. واسه همین علیه من شانتاژ کردن. بعد که دیدم این طوریه با فریدون (جیرانی) نشستیم حرف زدیم و به این نتیجه رسیدیم که یه مدتی تو برنامه هفت حضور نداشته باشم تا یک کم جو بخوابه.

 

 

کافه سینما- اگه دوباره اون قسمت برنامه تکرار شه باز هم همون واژه ها را در مورد مسعود کیمیایی به کار می برید؟

 

فراستی- تندتر! این دفعه خیلی تندتر هم حرفهام رو می زنم!

 

 

کافه سینما- مضمون حرفهاتون رو نمی گم. منظورم لحنشه. یعنی دوباره با همون لحن، همون واژه ها رو برای بیان منظورتون به کار می برید؟

 

فراستی- صد در صد. واژه ها و لحن گفتاری من شدیدا هم درست و بجا بود. ببین! من وقتی در نقد فیلم جرم اون واژه رو به کار بردم از منظر روانشناسانه گفتم. چنین نظریه ای جنبه اخلاقی هم داره. و پایگاه فقهی. چیزی که در سراسر جهان اثبات شدست. هرچند که لحن من فقط یک بهانه ای بود برای دوستان. دوستان دلیل خشمشون از من این بود که حرف من اون ها را هم در بر می گرفت. یعنی از دید رفقا، مشکل لحن و واژه من نبود، بلکه حرف من بود. واسه همین ریختن به هم. آدمهای پوسیده ای که مماس با زمان نیستن. ذهنشون بسته است و در یک جا موندن. مغزشون بایکوت شده. وقتی به کیمیایی حمله کردم این طیف ادمها هم که خودشون رو تو خط انتقاد های من دیدن واکنش نشون دادن و بهونه ی الکیشون هم شد مثلا لحن من. و این که مثلا من چرا فلان واژه را به کار بردم و چرا فلان اصطلاح رو بر زبان اوردم. در حالی که خودشون هم می دونن واژه ی که بر سر فیلم جرم به کار بردم جایگاه روانشناسانه داره. و در کل مشکل دوستان فقط حرف و انتقاد تند من بود که خشمشون رو برانگیخت. چون حرف های من اون ها رو هم نشونه گرفته بود.

 

 

کافه سینما- به هر حال تو رسانه ملی که از همه جای ایران میلیون ها نفر بیننده داره، شاید از نظر خیلی ها انتظار میره از بعضی واژه ها بی پرده استفاده نشه. شما که خودتون سالهاست تو صدا و سیما هستید.

 

فراستی- صداو سیما ظرفیتش بالاست. صادقانه می گم. واقعا ظرفیت صدا و سیما بالاست. این ظرفیت داشتن رو طی این سال‌هایی که تو شبکه های مختلفش بودم فهمیدم. هرچند شاید مسئولین صدا و سیما دوست نداشتند اون واژه را به کار ببرم، اما با این حال موضع گیری خاصی هم در این مورد نداشتند. صدا و سیما تو این یک سال اخیر که تو برنامه هفت این همه حرف های تند و تیز زدم هیچ وقت جلوم رو نگرفت و برا من خط نکشید و دست و پام رو نبست.

 

 

کافه سینما- اصلا از این حرف ها بگذریم آقای فراستی. بریم سر چیزایی که به نظرم خیلی مهم تره. بیاین رک تر حرف بزنیم.

 

جواب- عالیه! بگو.

 

 

کافه سینما- انتقادی که به شخصه خود من به شما دارم اینه که شما تو برنامه هفت انتقادی رو توضیح نمی دین. فقط مطرح می کنین و بعد ول می کنین. مثلا می گین: میزانسن در نیومده! فیلمنامه کار نمی کنه! شخصیت ها پرت و پلا و معیوب هستن!. خوب چرا؟! چرا "چراش" رو توضیح نمی دین؟

 

فراستی- آفرین! آفرین!

 

کافه سینما- تو انتقاداتتون فقط میگین در نیومده و کار نکرده و ...، بدون هیج توضیح و استدلال. خوب چرا به نظرتون در نیومده؟ چرا به نظرتون فیلمنامه کار نمی کنه؟ چرا هیچ وقت توضیح نمی دین؟ شما فقط رگباری و تیکه تیکه همین طوری به طرف حمله می کنید.

 

فراستی- آفرین! آفرین!

 

کافه سینما- خوب، کارگردان می تونه چه واکنشی جز عصبانیت نشون بده؟ من اگه همین الان با لحن خودتون، مثل خودتون بدون هیچ استدلالی به شما حمله کنم شما چه می کنید؟ اگه همین الان به شما بگم انتقاداتتون در نیومده! نوشته هاتون کار نمی کنه! واژه هاتون معیوب هستن! شما چه جوابی دارین به من بدین؟

 

فراستی- آفرین! خوبه که حرف هاتو رک میزنی. فقط یک کم آروم با هم بریم. اول خدمتت عرض کنم من خیلی هم علاقه مندم انتقاد هام رو توضیح بدم و بازش کنم و بشکافم. اما به 2 دلیل نشده. اولین دلیلش مجری و جبرهایی که داره هست که نمی ذاره حرف من کامل شه. که این عمل مجری بر میگرده به تایم محدودی که در اختیار داره. مخصوصا که کارگردان ها هم همیشه دوست دارن بیشتر وقت دست اون ها باشه، واسه همین به من وقت کمتری داده میشه واسه حرف زدن، پس این که بخوام هر انتقادم رو کامل بشکافم و توضیحش بدم به هبچ وجه امکان پذیر نیست. دومین چیزی که خیلی مهمه اینه که بعضی موقع ها نمی ذارن! یعنی وقت من رو می گیرن از من. نمونه بارزش فیلم نفوذی! من از این فیلم متنفرم. افتضاحه. اما نذاشتن حرفم رو بزنم. زمانم رو ازم گرفتن گفتن برنامه تموم شد! یعنی من 20 دقیقه اخر وقت داشتم انتقادام رو بگم، اما یک هویی وقت من شد 2 دقیقه! و جمع بندی و تمام. می فهمی منظورم رو؟! وقتو از من می گیرن و فضا برای توضیح دادن وجود نداره. مخصوصا که سر این فیلم نفوذی داستان ها داشتم من. قبل برنامه خیلی ها به من زنگ می زدن که این فیلم، فیلم محبوب معاونت سینماییه و باهاش مدارا کن!

 

کافه سینما- یعنی گفتن هوای فیلمو داشته باش؟!

 

فراستی- نه نه! چنین چیزی رو که جرات ندارن از من بخوان! فقط گفتن مدارا کن و تند نباش. منم گفتم مصلحت مال شماهاست! من با این حرفها کار ندارم... و اگه یادت باشه من با همون لحن تند و صریحم شروع کردم به انتقاد از نفوذی. ولی وقتی اومدم انتقادهای اصلیم رو شروع کنم یک دفعه وقتمو تموم کردن! 20 دقیقه یه دفعه شد 2 دقیقه! و واقعا تاسف می خورم بابت این اتفاق. اون برنامه بدترین برنامه هفت برا من بود. چون به ناحق جلو حرف زدن و جلوی انتقادهام رو گرفتن. ولی اینو حتما باید بگم. که من در مواقعی که وقت داشتم همیشه توضیح دادم و ماجرا رو آنالیز کردم. نمونه بارزش خود فیلم جرم. کیمیایی. 15 دقیقه به صورت اکادمیک، و تئوری و تحلیلی فیلم رو نقد کردم و انتقادهای تند و تیزم رو مابین همین تحلیل ها گفتم. که کیمیایی تو فیلمش داره نگاه پوسیده و قدیمی خودش رو مطرح می کنه، که متاسفانه برخلاف قدیم ، الان به اون حرف ها اعتقاد هم نداره... یا یه حبه قند میرکریمی. که انتقادهام رو توضیح دادم. که شخصیت هاش مقوایی هستن و ... پس اینو یادت نره که من هر وقت تایم و زمان داشتم انتقاد هام رو توضیح دادم.

 

 

کافه سینما- با تمام این حرفهایی که زنید، - از تایم کم تا وقت شما ندادن به شما - ، هنوز خیلی ها می گن شما بدون استدلال و توضیح کامل، حمله می کنید و یورش می برید. و حتی گفته شده به دلیل همین ویژگی شما، خیلی فیلمساز های معتبر به این برنامه نمیان. مثلا کسایی مثل ابراهیم حاتمی کیا، رضا میرکریمی، مجید مجیدی، داریوش مهرجویی، اصغر فرهادی و خیلی های دیگه. با وجود حضور شما به عنوان منتقد، نمیان برنامه هفت. به نوعی یک تحریم پنهان. خوب، حالا فریدون جیرانی و مسئولین صداسیما باید طرف یه کدوم رو بگیرن. یا شمای منقد، یا فیلمسازهای معتبر. این موضوع رو قبول دارید؟ باید چه کرد؟

 

فراستی- قبول دارم. حرفت درسته، ولی بریم دلیل اصلیش رو پیدا کنیم. و ضمنا اینم بگم وقتی مسئولین صداسیما من رو اوردن به عنوان منتقد یعنی این چیزها رو پذیرفتن. قطعا خودشون می دونن این ماجرا ها رو.

 

 

کافه سینما- اصلا آقای فراستی، بذارین واضح تر از این بگم. شما واقعا انتظار دارین کسی مثل داریوش مهرجویی بیاد بشینه جلوی شما و حرفها اون مدلی شما رو بشنوه؟! یادمه شما تو مستند آقای مهرجویی گفته بودید مهرجویی بهترین فیلمش اجاره نشین هاست که اون هم افتضاحه! خوب کاملا معلومه مهرجویی 70 و خورده ای ساله حال و احوال شنیدن این حرف ها رو نداره و نمیاد برنامه هفت جلو شما. یعنی همون تحریمی که گفتم.

 

فراستی- آره! درسته، ولی این ها به من ربطی داره؟! نه، این عیب من نیست، عیب کسی مثل مهرجوییه که طاقت و حوصله نقد شنیدن و نقد شدن رو نداره. همین آقای مهرجویی که 70 و خورده ای سال سنشه و واقعیتش اینه که جزو معدود آدمهای با سواد سینمای ایرانه، وقتی نپذیره بیاد برنامه هفت جلوی بنده، نشون از ضعف خودشه که نقد و انتقاد رو تاب نمی یاره، نه ضعف و اشتباه من.

 

 

کافه سینما- اخه فقط بحث نقد هم نیست! حالا که اسم اومد وسط بزارین با اسم ادامه بدیم. مثلا فیلمساز بزرگی مثل ابراهیم حاتمی کیا تو برنامه رادیویی سینما صدا صراحتا گفته بود "فراستی بزرگ هتاکِ سینمای ایرانه!" خوب، یعنی بعضی فیلمسازان بزرگ می گن با نقد شدن و نقد شنیدن و این حرف ها مشکل ندارن، بلکه از توهین ها و هتاکی های شماست که دوری می کنن و فاصله می گیرن.

 

فراستی- این دیگه الکیه! این دیگه الکیه! من به کی توهین کردم؟! این همه برنامه هفت گذشت من به چه کسی اهانت کردم. بابا داستان خیلی واضح تر از این حرف هاست. دوستان تحمل نقد شدن ندارن با این حرف ها و بهونه های الکی برای خودشون سپر درست می کنن تا از ان فضای نقد شدن دور شن. من تندترین حرفهایی که تو این برنامه هفت زدم رو به فرحبخش بود. که تازه بعد این که از هفت اومدم بیرون، خود فرحبخش سریع زنگ زد فریدون و به فریدون پیشنهاد داد سریع من رو برگردونه برنامه هفت. گفت که فراستی به درد سینما و برنامه هفت می خوره. پس می بینی که همون فرح بخشش هم هم از من کینه نداره. یعنی بهش توهین نکردم. درست که تند و تیز و صریح و بی پرده حرف می زنم ولی توهین و هتاکی اینا رو بزار کنار... اصلا بذار این حرفها رو بزنن. بذار بگن فراستی توهین می کنه، بگن حتاکی می کنه. باکی نیست. من در جوابشون فقط می خندم.

 

 

کافه سینما- آقای فراستی شما می گین همیشه تند و تیز حرف می زنین و صریح انتقادتون رو می کنین، ولی چرا تو برنامه نقد ملک سلیمان آروم و ملایم حرف زدین؟ در حالی که مدتها قبل این برنامه بعد دیدن ملک سلیمان گفته بودید این فیلم افتضاحه و بچه شما بهش می خنده. ولی تو برنامه هفت تو نقد این فیلم به یکباره آروم شدین و لحنتون عوض شد.

 

فراستی- آره، حق با توست. من تو برنامه هفت کلی فیلم نقد کردم و همیشه تند و صریح حرفام رو زدم، جز یه برنامه. جز نقد یک فیلم. اون هم همینی که خودت گفتی. نقد فیلم ملک سلیمان، کار شهریار بحرانی. فقط همین. واسش هم دلیل دارم. و البته معذرت خواهی از مردم. هنوز اون قدر شجاعت دارم که صادقانه حرفام رو بزنم. ببین، بزار صریح حقیقیت رو بگم. واقعیتش اینه قبل از برنامه ای که قرار بود ملک سلیمان رو نقد کنم از هزار و یک جا به من زنگ زدن که این فیلم رو نکوب و باهاش یک کمی مهربون باش و مراعات کن و این حرف ها. که این فیلم مال ارشاده و مال فلان جاست و مال بهمان جا. که این فیلم مثلا معناگراست و مثلا ارزشی هست و ... از همه جا، همه کس، کوچیک و بزرگ بهم زنگ می زدن که فیلم رو نکوبم و هواش رو داشته باشم. من هم شاید یه کم تحت تاثیر این همه زنگ ها و سفارش ها، موقع نقد این فیلم مثل همیشه لحن انتقاد کردنم اون چنان تند و صریح نبود. قبول دارم. معذرت هم می خوام. مخاطب ها خودشون همه چی رو خوب می فهمن. ولی چیزی که مهمه اینه که با این حال، تو همون نقد ملک سلیمان هم هیچ تعریفی از این فیلم نکردم و انتقادهام رو باز هم بیان کردم. همون جا هم گفتم که در این فیلم –ملک سلیمان- شخصیت هاش توسط فیلم نامه نویس عمیق نوشته نشدن، از دل داستان در نیومدن، داستان برا کارگردان مهم نبوده و مفهوم سازی بدون توجه به قصه و شخصیت ها بی معنیست... یعنی باز هم اصل حرف هام رو زدم. انتقادهام رو کردم. فقط با اون لحن خیلی تند و تیز همیشگی نبود. واسه همین باز هم از مخاطب ها معذرت می خوام. و باز هم تاکید می کنم که نظرِ الان من راجع فیلم شهریار بحرانی، همونیه که قبلا گفته بودم. که این فیلم افتضاحه. سینما رو نمیشناسه. مفهوم سازی در این فیلم بدون توجه به قصه و شخصیت ها بوده و به درد خندوندن بچه من می خوره. هر کی هم که می خواد ناراحت شه بشه.

 

 

کافه سینما- درست! حالا در کل خودِ شما ماهیت و عملکرد کل برنامه هفت رو تو این مدت چطور می بینید؟

 

فراستی-با همه انتقادهایی که خودم هم به عملکرد این برنامه دارم شدیدا وجودِ این برنامه رو مفید و مثبت می دونم و حتی خبر دارم مثلا یکی از لینک های این برنامه تو سایت بیش از 300 هزار دانلود شده. یعنی استقبال شدید مخاطبین از برنامه ای که بی شک برای جامعه ی سینمایی مفید خواهد بود.

 

 

کافه سینما- خوب آقای فراستی، سوال های تند و صریح ما و جواب های تند و تیز و شما به پایان رسید. آخر این گفت وگو می خوام نظرتون رو راجب نظرسنجی سایت برنامه هفت بودنم. تو سایت برنامه هفت در مورد بازگشت شما –مسعود فراستی- به برنامه هفت رای گیری شد، و بیش از 70 درصد مخاطبان خواستار بازگشت شما به برنامه هفت شدن. این نظر مردمی رو چطور می بینید؟

 

فراستی- واقعا صادقانه ممنون مردمم. نه! مردم نه! مخاطب ها! واژه مردم این روزها این قدر دستمالی شده که معنی خودشو از دست داده! بذار بگم مخاطب. از همه مخاطب های برنامه هفت که این همه رای و کامنت گذاشتن که من برگردم واقعا ممنونم. به خاطر این رای ها هم که شده دوباره می یام برنامه هفت. و در صورت بازگشتم، باز هم سفت و محکم بر سر عقاید و اصولم ایستادم و باز هم رک و صریح حرف هام رو می زنم و ذره ای هم عقب نمی کشم. من منافع سینما رو از کسایی که ریاکارانه خودشونو دلسوز سینما می دونن بیشتر می فهمم. سینما رو بیشتر دوست دارم. منفعت سینما مهمترینش نقده. جرات نقد کردن و طاقت نقد شنیدن. و در این مدتی که تو برنامه هفت بودم نقدپذیرترین فیلمسازی که روبروی من قرار گرفت علیرضا امینی بود. واقعا عالی بود. دلم نمی یاد این آخری اسم امینی رو نیارم. تو نقد "هفت دقیقه تا پاییز" راحت و صمیمی انتقادهام رو گوش داد و واکنشی آروم و منطقی هم نشون داد. کاش همه اهالی سینما طاقت نقد شنیدن و نقد شدن رو داشته باشن و بدونن، لحن و سلیقه منتقد، جزئی جدا نشدنی از ماهیت نقده.

 

 

منبع مصاحبه: کافه سینما / حسین لامعی