دو اپیزد از یک نشست مطبوعاتی یک فیلم سیاسی(پایان نامه)
منتقدان تنها پس از یك دیالوگ برای كلاهداری دست زدند:
من اصلاً "... خوردم" اومدم!
فیلم «پایان نامه» در حالی شب گذشته برای نخستین بار برابر كارشناسان، منتقدان و اهالی رسانه در سالن مطبوعات اكران شد كه حواشی سالن به مراتب جذاب تر از اصل اثر بود، تا آنجا كه اكثر رسانه ها تمركزشان بر روی حواشی نمایش این اثر به زعم منتقدان سفارشی بود و آنچه برابر نخبگان این حوزه به نمایش درآمد، چنان ضعیف و مضحك بود كه منتقدان در انتهای فیلم نیز با جدیت برخورد نكنند و واكنش هایشان را به آنچه بر سر كارگردانش در طول نمایش آوردند، خلاصه نمایند.
به گزارش سرویس فرهنگی - هنری «آینده»؛ ضمن روایتی مختصر از «پایان نامه» اثر ساخته شده توسط حامد كلاهداری كارگردان كم سن و سال سینمای ایران كه به قول مسعود فراستی كارگردان نیز نیست، به نقاط ضعف چشمگیر این اثر می پردازد؛ نقاط ضعفی كه از دقیقه یك فیلم مشهود بود تا منتقدان و كارشناسان تماشاچی كه برخی از ایشان با پس زمینه فكری به تماشای این فیلم می پرداختند از همان ابتدا، خروجی كلاهداری را به سخره بگیرند و كاری كنند كه اگر با هر كارگردان باشخصیت و دارای جایگاهی انجام میشد، فیلمسازی را كنار می گذاشت.
فیلم همانگونه كه فراستی در برنامه هفت دیشب در سیما نقد كرد، ساختگی و غیرواقعی بود و اصلاً انگار تلاش می كرد فریاد بزند سفارشی است تا پیش از آنكه در این برنامه فاتحه كلاهداری خوانده شود، در سالن سینما از روی نعش خودش و فیلمش رد شده باشند و تمام چند صد میلیونی كه در مسیر كارگردان كردن این شخص هزینه شده بود، دود شود و به هوا برود! فیلم فاقد یك خط روایی منسجم و استاندارد بود، به گونه ای كه برخی اتفاقات در طول فیلم كه به آن اشاره خواهد شد، دارای توجیه و استدلال عقلانی نبود و همین امر بر عصبانیت منتقدان از هیات داوران ضعیف بخش مسابقه به خاطر پذیرش چنین اثری در این بخش جشنواره بیست و نهم افزود و طبیعتاً فیلم رفته رفته بیشتر هو می شد!

«پایان نامه»، روایت دو دانشجوی دختر و دو دانشجوی پسر است كه یكی از آنها نیز ترانه نام دارد. این دانشجویان در حوادث سال گذشته به دنبال استاد می روند تا پایان نامه شان را به این استاد دانشگاه بدهند اما نمی توانند با وی جایی جز یك خانه ملاقات كنند؛ خانه ای كه وقتی به آن وارد می شوند در می یابند كه در آن برخی عناصر منافقین كه از لندن به ایران آمده اند، در حال تهیه فیلم از وقایع سال گذشته و چاپ عكس و... هستند و اتفاقاً یك آقازاده نیز میان آنها است و نمادهای دستوری جا داده شده در فیلم بیش از پیش افزایش یابد.
این جوانان در ادامه تلاش می كنند از این خانه فرار كنند اما یكی از آنها موبایلش را جا می گذارد و بدنی ترتیب نشانی و تلفن تمامی چهار نفر ظرف یك ساعت در اختیار منافقین قرار می گیرد كه در نوع خود اتفاق جالبی است! تیم منافقین یك شخص را كه ظاهر و پوشش بسیجی دارد به عنوان مامور قتل این چهار دانشجو كه برخی اسرار را متوجه شده اند، در پی آنها می فرستد و عجیب آن كه در تمامی این مدت، خانه این گروه تحت نظر تیم وزارت اطلاعات است. اما مسئول ارشد این تیم اجازه نمی دهد نیروهای وزارت اطلاعات وارد عمل شوند و حاضران در این خانه را دستگیر كنند. دیالوگ كلیدی ماموری كه بر دستگیری این عده اصرار می كند، این است كه: «وقتی یك آقازاده تو این مملكت هر كار دلش می خواهد می كند، چرا ما دست روی دست می گذاریم؟!» (نقل به مضمون)
در این میان كامران تفتی (مامور وزارت اطلاعات كه خواستار برخورد با این گروه است) برخلاف دستور مسئول ارشدش به دنبال چهار دانشجو می رود كه به خانه یكی از دوستانشان در برجی رفته اند و البته پیش از آنكه تفتی به این دانشجویان برسد، آدمكش تروریست ها یك باره آدرس برج دوست این چهار دانشجو را نیز پیدا می كند و در درگیری، دوست برج ساز و سرمایه دار این چهار دانشجو را می كشد اما تفتی می رسد و تروریست را با اسلحه میزند و آدمكش بیهوش می شود و در ادامه تفتی چهار دانشجو را تا خودرویش همراهی می كند و برمی گردد تا وضعیت آدمكش را ببیند. اما خبری از آدمكش نیست و فرار كرد و تفتی وقتی باز می گردد، می بیند چهار دانشجو نیز با خودرویش فرار كرده اند.
در ادامه نیز فیلم به صحنه های درگیری های خیابانی می رسد كه آدمكش در اتوبان این دانشجویان را تعقیب می كند و تفتی نیز این آدمكش را تعقیب می نماید و در این تعقیب تیراندازی می شود و زخمی می شود و تروریست نیز دوباره در برخورد خودروها بی هوش می شود. تا این عده پیش یك دكتر برای خارج كردن گلوله بروند كه در این اوضاع، آدمكش این بار در چند لحظه خانه دكتر را نیز پیدا می كند و دوباره سر می رسد و ترانه و دكتر را می كشد و دوباره تفتی می رسد و 3 دانشجوی دیگر را فراری میدهد. در ادامه كامران تفتی بابت سرپیچی از دست مامور ارشد توسط مامور وزارت اطلاعات بازداشت می شود اما با بی هوش كردن دو مامور وزارت اطلاعات فرار می كند و دنبال دانشجویان می رود تا در صحنه ای سه دانشجو و تفتی توسط آدمكش كشته شوند و در نهایت آدمكش نیز توسط ماموری كه برا دستگیری تفتی فرستاده شده بود، كشته شد.

این كلیات اثری بود كه در حین تماشا به واسطه ضعف سناریو و ضعف كارگردانی به طنزی جالب شبیه شده بود كه منتقدان و خبرنگاران نیز هو كردندش، هرچند شمقدری از فیلمی كه تهیه كننده اش برادرش است، دفاع نمود و عنوان كرد برخی در لباس خبرنگار چنین كردند كه در این صورت باید پرسید چگونه اشخاصی غیرخبرنگار و خارج از این حوزه در سالن مطبوعات به تماشای این فیلم پرداخته اند؟!
در این سناریو كه از دقیقه نخستش برای همه مشخص بود در طول فیلم قرار است چه اتفاقاتی بیفتد، مشخص نبود چطور و با چه علم غیبی، این آدمكش به سرعت برق و باد، محل دانشجویان را پیدا می كند و تفتی نیز همین طور این عده را پیدا می كند. فیلم حتی مشخصات كاملی از تك تك نقش ها نمی دهد و تنها تلاش كرده المان هایی در فیلم قرار دهد كه مثلاً برخی آقازاده ها را با منافقین و تروریست ها بخواند و همه چیز فدای قرار دادن چند دیالوگ و شخصیت در فیلم شده است.
همین رویه داستانی باعث شد در طول فیلم به طور مستمر شاهد اعتراضات حاضران كه عوام نیز نبودند و منتقدان و كارشناسان را تشكیل می دادند باشیم و این اعتراضات با صداهای خاص و كف و سوت، كلاً فیلم را به حاشیه ببرد و كلاهداری را كلافه كند. در این میان برخی منتقدان نیز تا پایان فیلم دوام نیاوردند و ترجیح دادند پیش از اتمام این اثر فاخر(!) كه كارشناسان حسابی از خجالتش درآمدند، سالن را ترك كنند. البته یك دیالوگ فیلم باعث شد مردم به تشویق حامد كلاهداری برای چند دقیقه بپردازند كه در نقش راننده تاكسی حامل دانشجویان بود و آن زمان ادای جمله كلاهداری بود كه در خصوص حضورش در آن فضا گفت: «من اصلاً گ.. خوردم اومدم!» كه با چند دقیقه تشویق حاضران برای كارگردان همراه شد!
فیلم فاقد بازیگردانی مناسب است و بازیها تا جایی تصنعی است كه وقتی گریه حامد كمیلی به نمایش درآمده بود، تماشاچیان می خندید و متوجه لحظات تراژیكی كه كارگردان به تصویر كشیده بود، نبودند! نوع فیلمبرداری نیز فاقد فلسفه لازم بود و به نظر می رسد تنها تلاش شد اصل تنوع در فیلمبرداری رعایت شود و از دوربین هرشكل دوست دارد، تغییر جهت دهد، به هر حال مخاطب چه اهمیتی دارد! فیلمی كه كلاهداری در كنفرانس مطبوعاتی تاكید می كرد لحظه لحظه اش را قبول دارد، بخش اعظمی از آنهایی كه به عنوان نخبه به تماشایش پرداختند، هو كردند و حتی برخی عنوان كردند در صورت اكران عمومی، با گوجه پرده های سینما را به رنگ قرمز در می آورند.
ساخت چنین اثری كه منتقدان را نیز به التهاب كشانده، فارغ از جنبه های هنری همین نگرانی ها را نیز به دنبال داشته است كه آیا اكران چنین فیلمی در فضایی كه امكان التهاب در آن وجود دارد، با مصالح و امنیت نظام تناقض آشكار ندارد و با لحنی بدتر، زحمات سربازان گمنام امام زمان را زیر سوال نبرده و به چالش نكشیده است؟
اپیزود دوم:
واكنش شمقدری به حواشی دیشب درفیلم برادرش
'جواد شمقدری'،- معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا در مورد اتفاقات و حاشیه هایی كه شب گذشته حین اكران فیلم سینمایی 'پایان نامه' (به تهیه كنندگی روح الله شمقدری) روی داد، اظهار داشت: این حاشیه ها، یك فرآیند طراحی شده بود و افرادی سعی داشتند به عمد رفتاری را به نام اصحاب رسانه انجام دهند.
وی گفت: بعضی واكنش های نامطلوبی كه در داخل سالن سینمایی برج میلاد روی داد، به علت ورود افرادی بود كه از جنس اهالی رسانه و هنرمندان نبودند.


شمقدری افزود: بسیاری از گفتمان ها و دیدگاه ها، در درون یك فیلم سیاسی مطرح می شود و مخاطبان نیز فارغ از نظرات و دیدگاه های خود می توانند با تماشای اثر به قضاوت در باره آن بپردازند و از دریچه ذهن فیلمساز یك اتفاق و موضوع را دوباره ببینند، هر چند ممكن است گروه یا افرادی ظرفیت دیدن یك فیلم سیاسی را نداشته و نتوانند كه آن را هضم و تحمل كنند.
وی افزود: معتقدم تداوم این روند الزامی است هر چند كه بنظر می رسد تعللی نیز در این زمینه داشته ایم و باید از همان ابتدای انقلاب تولید چنین آثاری را آغاز می كردیم.
معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اكثر مخاطبان سینما را برخوردار از ظرفیت های بالا دانست و یادآور شد: ممكن است گروهی با برنامه ریزی سعی در برهم زدن این نظم را داشته باشند و فضا را به گونه ای ترسیم كنند كه گویی تحمل و ظرفیت های مخاطبان كم است.
وی خاطرنشان كرد: این گروه، ساخت و تولید آثار سیاسی را بستر یكسری واكنش هایی از جانب خود قرار می دهند.
شمقدری گفت: امسال حداقل چهار فیلم سینمایی با رویكرد سیاسی تولید شده كه
فقط برای یك تفكر و دیدگاه سیاسی نیست و به سلایق مختلف سیاسی تعلق دارد.
معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: سعی شده تا در
تولید این آثار، تناسب سیاسی رعایت شود و اگر دو فیلم مربوط به جریان خاصی
است دو اثر دیگر نیز درباره جریان روبرو تولید شود.
وی اظهار داشت: تولید چهار فیلم سینمایی سیاسی در یك جشنواره تجربه جدیدی
است، هر چند كه ممكن است افرادی نیز مخالف برخی مطالب و دیدگاه های
فیلمساز باشند.
معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: مردم حق
دارند درمورد برخی وقایع پشت پرده كه تاكنون به علت های مختلف پنهان مانده
اند آشنا شوند و یكی از راه های مطلع شدن آنها ساخت و تولید همین فیلم های
سینمایی است.
وی گفت: هر چند كه معتقدم، افق تولید فیلم های سیاسی باید بین المللی و
رویكرد جهانی داشته باشد و نباید فقط در مناسبات داخلی متوقف شود.
شمقدری افزود: امسال دو فیلم در دست تولید است كه در آنها سعی شده سرنخ
های برخی اتفاقات كه طراحی آنها در خارج از كشور صورت گرفته را مطرح كند و
امیدوارم سال آینده(1390) اكران شوند.
پی نوشت 1:
پس از جنجال پایان نامه؛ ده نمكی شبانه بخش هایی از فیلمش را حذف كرد و بخش دیگر را دوبله كرد
حتی جملاتی از فیلم كه ظاهرا متضمن توهین وتمسخر مستقیم به برخی نامزدها بود، به سرعت دوبله شده است.
شنیدهها حاكی است بخشهایی از «اخراجیها 3» كه امروز در برج میلاد به نمایش در میآید، تغییر كرد.
به گزارش سینمای ما، گفته میشود این تغییرات سریع كه شامل حذف بخشهایی
از فیلم و دوبله بخشهایی دیگر می شود، دیشب و امروز و پس از واكنشهای به
شدت منفی نسبت به فیلم «پایاننامه» انجام شده است.
پی نوشت 2:
واكنش صفار هرندی و دعایی به "گزارش یك جشن" / سیاست نویس:
گرچه عادت ندارم در یك روز دوبار وبلاگ را به روز كنم و معمولا كمتر فرصت به روز كردن حتی نظرات را دارم اما این بار پس از تماشای فیلم شجاعانه ابراهیم حاتمی كیا با نام "گزارش یك جشن" خواستم بنویسم تا دین خودم را به این كارگردان ارزشی ادا كنم.بالاخره پس از قریب به یكسال بغض فروخورده ابراهیم حاتمی كیا شكست اما این بار نه دركنار راین بر سر خدا فریاد كشید و نه در یك آژانس شیشهای گذشته حاج كاظم را به رخ.
حاتمی كیای قصه گو قصه اش را با ازدواج آغاز كرد از یك عروسی كوچك اما پر از شور و عشق. حاتمی كیا از شادی جریان یافته در میان بخشی از جوانان می گفت كه با ورود یك مامور و با ارائه یك حكم به یكباره این شادی بهم ریخت.
شادی رفت با رفتن شادیها، ریزشها هم آغاز شد، مامور متمرد شد و بانوی اول فیلم آرام آرام به حاشیه رفت و بانوی جدید جایگزین شد. حاتمی كیا به وضوح اعلام كرد كه قرار بود جشنی برپا باشد و عدهای دور هم جشن بگیرند اما با یك حكم نابجا جشن بهم ریخت و سالن جشن از یك محوطه بسته به خیابانها كشیده شد و خیابان یعنی صحنه درگیری، درگیریها یعنی آغاز ریزشها هم از جریان حاكم و هم از جریان معترض.
"گزارش یك جشن" را در سالن ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دیدم، سالنی كه از سید محمود دعایی تا صفار هرندی برای تماشای فیلم حاتمی كیا آمده بودند، اما نكته جالب را از زبان آقای صفار هرندی در پایان نمایش شنیدم كه گفت: "مثل اینكه همه حس مشتركی درباره فیلم دارند" البته سید محمود دعایی وقتی از او پرسیده شد كه فكر میكنید فیلم اكران عمومی می شود یا خیر؟، گفت:" اگر نیروی انتظامی اجازه بدهد، بله".
از صفارهرندی سوالی پرسیدم كه اگرچه بالبخند پاسخ داد ولی مشخص بود از فیلم حاتمی كیا ناراضی است.گفتم آقای هرندی اگر وزیر ارشاد بودید اجازه اكران عمومی به این فیلم میدادید یا خیر؟؛ لبخندی زد و گفت:" مجوز اكران رو كه دیگران صادر میكنند منتها وظیفه جمع كردنش از سالنها به عهده ما بود."
نمیدونم شاید هم "گزارش یك جشن" سرنوشتی بهتر از "به رنگ ارغوان" پیدا نكند و شاید هم ....، به هرحال حاتمیكیا با این فیلم در 50سالگی پختگیاش را به نمایش گذاشت.
پی نوشت اختصاصی جشنواره فیلم فجر:
جدایی نادر از سیمین(اصغر فرهادی):

فیلم جدید اصغر فرهادی جدایی نادر از سیمین امید اول دریافت سیمرغ امسال بود و شناخته شده ترین فیلم امسال!
هیچ فیلم به اندازه جدایی نادر از سیمین برای مخاطبان شناخته شده و امیدوارکننده نبود و همه تماشاگران با هر نوع سلیقه فرهنگی هنری و اجتماعی تشنه دیدن فیلم جدید فرهادی بودند.
فیلم قصه زوجی است که میخواهند از هم جدا شوند(نادر و سیمین) و زوجی که به دلایلی زندگیشان به این زوج مرتبط است.
در این فیلم هم فرهادی دوباره مثل درباره الی و چهارشنبه سوری و شهر زیبا به سراغ طبقه متوسط و پایین جامعه رفته و اززندگی و عقاید و رفتار آنها میگوید.
تم فیلم مثل تم فیلم قبلی فرهادی (درباره الی) که قضاوت بود اینجا درباره شک و دروغ است.
این فیلم نسبت به درباره الی که یک فیلم با موضوع بین المللی بود فیلم محدودتر وبومی تر و بهتر بگم ایرانی تری است. چرا که سراغ عقاید و باورهای مذهبی یک طبقه از مردم ایران رفته و حتی یک فیلم مذهبی هم محسوب میشود.

خیلی سخته نوشتن درباره فیلمی که هنوز اکران نشده و بیشتر مردم اونو ندیده :چراکه از یه طرف باید اطلاعات و محتوای اصلی فیلم بگی
از یه طرف هم مواظب باشی قصه لو نره!
بحث مهمی که درباره فیلم راه افتاد و احتمال زیادموقع اکران در بین مردم سینمارو راه میافته و اولین واکنش نسبت به فیلم حساب میشه اینه که:
همه یا بهتر بگیم اکثریت قبل از تماشای فیلم یا بعد اون سریعا به مقایسه فیلم جدید فرهادی با فیلمهای قبلی او درباره الی / چهارشنبه سوری/شهر زیبا میپردازند و آنرا بهتر و کاملتر و یا ضعیفتر از اثر قبلی و بین المللی اون یعنی درباره الی میدونند.احتمالا شما و دوستان وخانواده تان هم دچار این مشکل خواهید شد!
فارغ از این که جدایی نادر از سیمین بهتره یا درباره الی یا
جدایی نادر از سیمین شبیه درباره الی یا چهارشنبه سوری یا شهر زیبا!
باید بگم این فیلم فرهادی مانند فیلمهای قبلی او فیلم بسیار خوب استاندارد و کم نقصی است و لذت تماشای یه فیلم خوب به آدم میدهد حالا از درباره الی بهتر باشه یا بدتر فرقی نمیکند.
راستی فیلم از لحاظ دز احساسی فیلم تلخی است تلخ تر از درباره الی و خودتون از لحاظ روحی و حسی برای یه فیلم تلخ که بعضی جاها زجر هم میده و دلتون بدجوری میسوزونه باید آماده کنین.
![]()
بازیها در فیلم خیلی خوب است:
لیلا حاتمی مثل همیشه و همه فیلمهایش خیلی خوب و بی اشکال است(راستی یه فیلم سراغ دارید که لیلا حاتمی در آن خوب بازی نکند؟ لطفا بگید!)
شهاب حسینی هم در جشنواره امسال و فیلمهایی که ازش دیدم و کلا این چند سال بازیگر بسیار توانا هوشمند و حرفه ای است و در این فیلم هم بسیار خوب میدرخشد .
پیمان معادی فیلمنامه نویس است ولی در تجربه دوم بازیگری اش خیلی خوب و طبیعی ایفای نقش میکند .
و..
این خانوم که بازیگر نقش راضیه درفیلم است پدیده امسال بازیگری در جشنواره فجر محسوب میشه. اورا به خاطر بسپارید بیشتر از او خواهید شنید:ساره بیات
